یه چیز با مزه یادم اومد از غذا درست کردن.
یکی از اقواممون از صب تا شب سرِ کاره و مشغول... خیلی هم تایم غذا درست کردن و اینا نداره. بعد این میگفت شوهرم نهار رو درست میکنه همیشه و کلا به عهده اونه نهار
منم شام یچیز حاضری میپزم و اینا.
بعد من چون شوهر خودم خیلیییی واسه غذا حساسه برگام ریخته بود گفتم جدا؟؟؟؟ بابا خوشبحالت و اینا...
نمیدونم چیشد ازش پرسیدم حقوقت چنده؟ گفت من؟ از هر کارم بیست تومن اینا میگیرم ماهانه.
بعد این خرج انچنانی هم نداره. پرسیدم چیکار میکنی اینهمه رو؟؟
گفت هیچی چکای شوهرمو پاس میکنم.
منو میگی؟ گفتم:
نهار میپزه؟ بگو شامم بزاره شب