دلبسته ی اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست
تا نگویی اشکهای شمع از کم طاقتیست
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
دلبسته ی اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست
ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده استتو تصویر منی یا من در این آیینه تکرارم؟
جهان آیینه جادوست زوج و فرد نامرد است
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد
تو سبز ماندی و من برگبرگ خشکیدم
که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت