طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

یکیم بهم گفت میشه با هم آشنا شیم؟
همین طوری سرن تو گوشی گفتم: نه نمیشه خاله bathtub_7njw
 
آقا از این اسید نمیشه گذشت
یه بار رفتم مسجد کم مونده نمازم قضا شه با کلی چونه زدن با سرایدار مسجد که درو باز کرد رفتم داخل
بیرون اومدنی که کنار مسجد آرایشگاه مردونه بود یه پسری که تازه اصلاح کرده بود اومد بیرون
منم با شکل و شمایل غیر مذهبی از مسجد زده بودم بیرون بهم گفت:
در سمت توام، چشمم باران، دستم باران، دلم باران، فتبارک‌الله الاحسن الخالقین

دیگه چی بکم همش تقصیر توئه نجم‌الدین جان bathtub_7njw
 
آقا اینو نگم تو دلم میمونه
من آخه زیاد به اینایی که میخوان مخ بزنن میگم خاله
یعد یکی که دیگه منو شناخته بود اومد گفت سلام خاله
منم نه گذاشتم نه برداشتم قشنگ جواب دادم: سلام خاله بابا چطوره؟
هیچی طرف هنوز تو افق محوه به محض پدیدار شدن نشانه‌‌ی بازگشت از افق اطلاع میدم حتما bathtub_7njw
 
آقا اینو نگم تو دلم میمونه
من آخه زیاد به اینایی که میخوان مخ بزنن میگم خاله
یعد یکی که دیگه منو شناخته بود اومد گفت سلام خاله
منم نه گذاشتم نه برداشتم قشنگ جواب دادم: سلام خاله بابا چطوره؟
هیچی طرف هنوز تو افق محوه به محض پدیدار شدن نشانه‌‌ی بازگشت از افق اطلاع میدم حتما bathtub_7njw
منتظر خبرای خوشتیم.
 
img_716d488f_1777294120.jpg
 
جمله‌ای که سرمه‌ی رمانم پشت سر محبوبش راجع بهش می‌گفت:
- قلب تو پشت یخ محو شده، ز خواست است، مگو سهو شده.
 
اجازه هست جوراب مو تو چشمات آب بکشم.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 86)
عقب
بالا پایین