مشاعره |مشاعره با اشعار علیرضا آذر|

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mansi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نگاهم کن دم رفتن، چقدر افسرده‌تر می‌شم
تو با اون حیف و میل می‌شی، منم اینجا هدر می‌شم

مثل سیگار، خطرناک‌ترین دودم باش
شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش
 
شعله بکش بر شب تکراری‌ام
مرده‌ی این گونه خودآزاری‌ام
 
من نرفتم تا که برگردم، پشت سر کی آب می‌پاشی؟
ققنوسم و ماندگار می‌مانم، کافیست در این شهر یاد من باشی
 
من نرفتم تا که برگردم، پشت سر کی آب می‌پاشی؟
ققنوسم و ماندگار می‌مانم، کافیست در این شهر یاد من باشی

شعر تو بودی که پس از فصل سرد
هیچ کسی شک به زمستان نکرد
 
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بند توام آزادم
 
یه کاری کن که بعد از تو
نتونم با کسی باشم

یه جوری گم بشم تو عشق
نتونم باز پیدا شم
 
مثل سیگار بگیرانم و خاکستر کن
هر چه با من همه کردند از آن بدتر کن
 
عقب
بالا پایین