نظارت همراه رمان او یک غریبه است‌| ناظر: malihe

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
۱
چیزی که خواننده باید بفهمه: متیو پتوی کنجی را کنار می‌کشد و می‌بینه کنجی نیست
چیزی که من می‌دونم: متیو در کشتن کنجی همکاری کرده و این برای طبیعی کردنه
اطلاعات جدید: متیو می‌تونه پدر خوبی برای کنجی باشه، چون حواسش بهش بوده


این شکلی خوبه؟
@malihemalihe عضو تأیید شده است.
 
۱
چیزی که خواننده باید بفهمه: متیو پتوی کنجی را کنار می‌کشد و می‌بینه کنجی نیست
چیزی که من می‌دونم: متیو در کشتن کنجی همکاری کرده و این برای طبیعی کردنه
اطلاعات جدید: متیو می‌تونه پدر خوبی برای کنجی باشه، چون حواسش بهش بوده


این شکلی خوبه؟
@malihemalihe عضو تأیید شده است.
متیو همکاری کرده بعد پدر خوبی بوده!
درست پیش رفتی ولی این تضاد خیلی غیرواقعی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
اطلاعات جدید: متیو می‌تونه پدر خوبی برای کنجی باشه، چون حواسش بهش بوده
ببین درواقع این برداشتی که داشتی اطلاعات جدید نیست.
اطلاغات جدید باید نتیجه‌گیری نهایی تو باشه. نقطه اتصالی که تو و خواننده بهم می‌رسین.
مثلا:
چیزی که خواننده می‌بینه: متیو وارد اتاق میشه و کنجی را نمی‌بیند.
چیزی که تو می‌دونی: متیو یک تماس ناشناس داشته و از کشته شدن کنجی با خبر بوده
اطلاعات جدید: متیو به دنبال کنجی می‌گرده!

اطلاعات جدید همون هدف نهایی از نوشتن پارتته.
متوجهی؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
خب ولش کن رمانتو ادامه بده.
همون سبک خودت رو برو
نه یعنی مشکل اینه که برام نوشتن ۳۰ اتفاق داستانی فقط و فقط توی یک پارت ۲۰ خطی سخته.
 
نه یعنی مشکل اینه که برام نوشتن ۳۰ اتفاق داستانی فقط و فقط توی یک پارت ۲۰ خطی سخته.
تو فکر کن مال یک فصل. مهم اینه تو بتونی ۳۰ تا اتصال بنویسی.
اگه فکر می‌کنی روش من خوب نیست با روش خودت پیش برو. چون من توی دفترم دقیقاً همینطوری دارم پیش میرم ببین
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین