یگانه جان خودت هم که سابقه داری، وقتی اینقدر واضحه که نویسنده هوش مصنوعی استفاده کرده و کسایی که در جایگاه نقد و مشاوره و... هستن همه روش اتفاق نظر دارند، مگه میشه به نویسنده گوشزد نشه؟
اتفاقا اگه قراره با این حرف انگیزه کم بشه، مشخصه همونطور که دوستان بالا اشاره کردن طرف برای پول یا معروفیت اومده سراغ نوشتن.
نویسندههای بزرگ دنیا کلی کارهای عجیب و سخت انجام میدادن که اثر خوبی خلق کنند. تالکین و مارتین برای کل ارا (دنیای خیالیشون) زبان جدید و الفبا و فرهنگ لغت خلق کردن، رولینگ غرق بیپولی و ورشکستگی بوده ولی تحملش کرده چون میخواسته هری پاتر رو بنویسه، زنان زیادی خودشون رو مرد جا زدن چون توی دورۀ ویکتوریایی نوشتن زن مرسوم نبوده و کلی کارهای دیگه که برای نویسنده بودن، انجام دادند.
نمیخوام شعارزده برخورد کنم ولی ادبیات حقیقتا یه میراث عظیمه که هرکس توش پا میذاره یا باید تو سطحش شنا کنه، یا اگه میخواد به عمق بره سختیهاش رو بپذیره.
اونم ادبیات فارسی که مدتها پیش خیلیی غنیتر از الان بوده، ولی حالا واقعا نویسنده معاصر خوب خیلی کم داریم.
منظور من این نیست که اگر استفاده از هوش مصنوعی مشخص بود، هیچ حرفی به نویسنده زده نشه. اتفاقاً خودم هم سابقه نقد و نظارت داشتم و کموبیش میدونم متنهایی که بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته باشن چه نشونههایی دارن.
حرف من بیشتر درباره نوع برخورد با نویسنده است. به جای اینکه از همون ابتدا بهش بگیم «این متن با هوش مصنوعی نوشته شده»، شاید بهتر باشه بگیم: «نویسنده عزیز، چند مورد ضعف و ایراد در اثرت دیده میشه که بهتره روی اونها کار بشه. اگر دوست داشتی میتونی از مشاور یا منتقد کمک بگیری تا نقاط ضعف برطرف بشن.
حتی میشه بهش گفت: «ایده اثرت خوبه و پتانسیل داره، اما بهتره یک بار دیگه با قلم خودت بازنویسیش کنی. نگران اشکالات نگارشی یا ضعفهای اولیه هم نباش، چون هیچ نویسندهای از روز اول بینقص نبوده و این چیزها با تمرین و یادگیری بهتر میشن.»
اگر هم جایی از کسی یا حتی از هوش مصنوعی کمک گرفته باشه، میشه محترمانه گفت که شاید بعضی از راهنماییهایی که گرفته، چندان درست نبوده و بهتره بیشتر روی قلم خودش تکیه کنه.
به نظرم چنین برخوردی هم انگیزه نویسنده رو حفظ میکنه و هم باعث میشه به مرور کمتر به ابزارهای کمکی وابسته بشه.
واقعیت اینه که خیلی از نویسندههای تازهکار سراغ هوش مصنوعی میرن، نه لزوماً برای فریب دادن دیگران؛ گاهی چون اعتمادبهنفس کافی ندارن، گاهی چون فکر میکنن نوشتهشون ضعیفه و میترسن مورد قضاوت قرار بگیرن، و گاهی هم چون هنوز فرصت یا امکان یادگیری درست نویسندگی رو پیدا نکردن.
البته در نهایت با حرف عموی من که سالها در حوزه نویسندگی و قلم فعالیت کرده موافقم؛ هیچ ابزاری جای تلاش شخصی نویسنده رو نمیگیره. اگر کسی واقعاً بخواد نویسنده بشه، باید خودش برای رشد قلمش وقت بذاره و تلاش کنه. اما این مسیر برای هر آدمی متناسب با شرایط خودش شکل میگیره و نمیشه همه رو با نویسندگان بزرگ و شناختهشده مقایسه کرد.
به همین خاطر فکر میکنم وجود یک مرحله مشاوره یا راهنمایی قبل از تأیید آثار (رمان و داستان و دلنوشته و شعر )میتونه خیلی مفید باشه. اینطوری به جای اینکه فقط ضعفها گفته بشه، فرصتی هم برای یادگیری و پیشرفت نویسنده فراهم میشه و نتیجهاش هم به نفع نویسنده است و هم به نفع کیفیت آثار.