مثل یک رود در آغوش تو دریا شده‌ام
ای که آغوش تو چون ساحل لبنان سلام
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران، وای به حال دگران
 
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران، وای به حال دگران
نامه‌هایت، عکس‌هایت، خاطرات کهنه‌ات
می‌زنند این‌جا به روحم ضربه، خیلی چیزها
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
نامه‌هایت، عکس‌هایت، خاطرات کهنه‌ات
می‌زنند این‌جا به روحم ضربه، خیلی چیزها
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیر دولت، در کدامین کوکب است؟

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است
 
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیر دولت، در کدامین کوکب است؟

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است
تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم
ملامت گوی عاشق را
چه گوید مردم دانا؟
که حال غرقه در دریا،
نداند خفته بر ساحل!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
ملامت گوی عاشق را
چه گوید مردم دانا؟
که حال غرقه در دریا،
نداند خفته بر ساحل!
لباسات روی رخت آویزه اما رخت خونیت نه
غذات توو سفره‌امون یخ زد ولی داغ جوونیت نه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
لباسات روی رخت آویزه اما رخت خونیت نه
غذات توو سفره‌امون یخ زد ولی داغ جوونیت نه
هر که شد محرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
وان که این کار ندانست در انکار بِمانْد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
هر که شد محرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
وان که این کار ندانست در انکار بِمانْد
در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون
دامان خون آلود را در خاک می مالیده‌ام
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون
دامان خون آلود را در خاک می مالیده‌ام
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین