اول قصه هر عشق کمی تکراری‌ست
آخر قصه فرهاد شنیدن دارد
 
در آغوشت بخوابانم ببوسانم بسوزانم
بمیرانم بگردانم که این عاشق جنون دارد
سارا_یوسفی
 
دوستی با تو میسر که نشد نقشه کشیدم
با رفیقان شما دوست شدن فلسفه دارد
 
دردهای ما به غیر از ما ندارد مرهمی
ساکنِ کوی طبیبانیم و بیماریم ما ...
حسین_دهلوی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
ای که در کوچه‌ معشوقه‌ ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش
 
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
 
رسید لب به لب و بوسه های ناب زدیم
دو جام بود که با نیت نوشیدنی زدیم
دو گل که با عطش بوسه های پی در پی
به روی پیرهن سرخشان گلاب زدیم

فاضل_نظری
 
مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
تو را جانم صدا کردم، ولیکن برتر از جانی
مگر جان بی تو می‌ماند در این تندیس انسانی؟
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 76)
عقب
بالا پایین