اصفهان با آن همه وسعت شده نصف جهان!
یک وجب قد داری و کل جهانم گشته‌ای…
 
یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار
یا جمع کن آن مویِ پریشان شده‌ات را
جز شانه پُر مِهر تو کو شاخه امنی ؟
گنجشکِ کم‌و بیش‌' هراسان شده‌ات را
 
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم‌
 
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم‌

مس*ت آمدیم و باز چنان می‌رویم مس*ت
کز هر چه نیست بی‌خبرانیم و هر چه هست
 
تنها دهانِ توست که دل را نمی‌زند
قندی که در مکرّرِ خود نامکرّر است
بی‌منّتِ بهار زِ مجموعه‌ی تنت
گُل کرده باغِ خانگیِ من به بستر است

حسین منزوی
 
تنها دهانِ توست که دل را نمی‌زند
قندی که در مکرّرِ خود نامکرّر است
بی‌منّتِ بهار زِ مجموعه‌ی تنت
گُل کرده باغِ خانگیِ من به بستر است

حسین منزوی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین