تو گریه می‌کنی و خنده می‌کند گلزار
از این گریستن و خنده، بد‌گمان شده‌ایم
 
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
حافظ
 
  • نه عقل ماند و نه صبر و نه هوش و نه دل
    ز دست عشق تو هر چار برفت از بر من

    — عطار
 
نگاهی سبک بال‌تر از نسیم، روان‌بخش و جان‌پرور و دل‌فروز
برآرد ز خاکستر عشق من، شراری که گرم است و روشن هنوز
 
  • زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
    در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

    — حافظ
 
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حالِ ضعیفانِ ناتوان داری
به خوشدلی گذران ای دل این شب هجران
که در پی‌اش سحر آید اگر توان داری


-سعدی
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین