آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
تو کافر دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دل‌سِتان ابرو
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند
مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟
 
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و ش. راب ناب کجا
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و معنا را
 
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام
 
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام
موی سپید را فلکم آسان نداد
این رشته را به نقد جوانی داده‌ام
 
من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
عقب
بالا پایین