آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
دردی که از تو دارم جوری که از تو بینم

گر شمه‌ای بدانی دانم که رحمت آری
 
دردی که از تو دارم جوری که از تو بینم

گر شمه‌ای بدانی دانم که رحمت آری
یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
کاو را به سر کشته هجران گذری بود
 
ای خوش آن دم، که تو از ناز، سوی من آیی!
خیزم و بر کف پای تو نهم روی نیاز

هلالی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
تو مثل باد بهاری، گره‌گشا، سرسبز...
ولی دریغ، تو را عهد استواری نیست
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 75)
عقب
بالا پایین