میخوام از خوبیها هم بگم بذار بی انصافی نشه
من الان توی ساختمونیم هستم که هم برادر شوهرم با دو بچه هست
پدر و مادر و خواهر شوهر
زمانی که من باردار بودم هر روز نهار مادر شوهرم بدون منت درست میکرد حتی بعد از زایمان هم، ده روز مادرم پیشم بود که نهار را مادر شوهرم درست میکرد
بعد زایمان چون من خیلی ضعیفه بودم از هوش رفتم و مادر و خواهر شوهرم به داد رسیدن
زمانهای که خسته هستم حسین رو میذارم پیششون تیم ساعت تا یک ساعت
درسته زندگی سخته با خونواده شوهر اما مزیتهای اینچنین هم داره
اول ازدواج اون ها نمیدونستم با کی طرف شدن😄
از قدیم گفتن بترس از کسی که دلش شکست و حرفی نزد
😃😄