موفقيت يعنى آنطور كه دلِ خودتان مى خواهد، زندگى كنيد، كارى كه خودتان دوستش داريد را انجام دهيد، آدمى كه خودتان دوستش داريد را دوست بداريد، لباسى كه خودتان مى پسنديد را به تن كنيد، در راهى كه خودتان انتخاب كرديد، قدم برداريد. به تعبيری با تمام تاسف، ما بيشتر می پسنديم كه خوشبخت نباشيم، اما ديگران ما را خوشبخت بدانند، تا اين كه خوشبخت باشيم، اما ديگران ما را بدبخت بدانند.
میدانی به چه فکر میکنم؟ اینکه شاید خاطرات انسانها، چیزی شبیه سوخت است که میسوزانند تا زنده بمانند. اینکه موضوع آن خاطرهها واقعاً چقدر مهم است، چندان مهم نیست. مهم این است که آنها سوختی برای حفظ شعلههای زندگی هستند. وقتی قرار است با سوزاندن کاغذ، شعلهای را زنده نگه داری، دیگر مهم نیست که روی آن کاغذها چه نوشتهاند.
بعد از آسیب دیدن از جانب کسی دیگر، مسئولیت برداشتن تکههای خردشدهمان بر عهدهی خود ماست. خیلی ناعادلانه است، اما اگر این کار را نکنیم، تنها کسی که رنج میکشد خود ما هستیم.
به خودم گفتم: بجنب. یک بار برای همیشه از ته دل گریه کن. بعد اشکهایت را خشک کن، دستمالت را کنار بگذار، هیکل بزرگ ماتمزدهات را تکانی بده و تمامش کن. به چیز دیگری فکر کن. راه بیفت و همهچیز را از نو شروع کن.