نظارت همراه رمان باززایش | ناظر melorin

از نظرمن از زاویه اول شخص شروع کنی بهتره روایت ازاون نظر بنویسی بهتره
خب مگه زاویه اول شخص شروع نمیشه؟ یا برای ویکتور مورن میگین با زاویه اول شخص شروع کنم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
اره رمانت چندپارتشو خوندم سینا علت تگی ک گرفتی اغلب شکسته نویسی داشتی و یکیش مونولوگات مشکل داره روی دیالوگاتم کار میکنیم
خب مگه زاویه اول شخص شروع نمیشه؟ یا برای ویکتور مورن میگین با زاویه اول شخص شروع کنم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
پیرنگ رمانتو داری !؟
 
خود رمانت کشش داره پیرنگ رمانت دست نزن بنظرم زاویه دیدتو عوض نکن اما میتونی یه کاری کنیم ببین تو گفتی میخوای هردو شخصیت مثبت و منفیت بتونی افکارشون بگی یادته
 
پیرنگ رمانتو داری !؟
پیرنگ منظورتون همین خلاصه رو میگین؟

ماه‌ها از نابودی نسل اول هیولاهای مهندسی‌شده می‌گذرد، اما جهان هنوز از آن فاجعه بهبود نیافته.
وقتی شواهدی از ظهور دوباره‌‌ی موجوداتی ناشناس در آمریکای جنوبی پیدا می‌شود، دولت حفاظت تنها یک نفر را می‌شناسد که می‌تواند حقیقت را بفهمد؛ دکتر آرمین رستمی، کسی که گذشته‌اش هنوز کابوس دنیای جدید است.
آرمین به همراه ریگان که حالا همسرش است و گروهی نظامی مجبور می‌شود به ماموریتی اعزام شود که هیچ‌کس از آن برنمی‌گردد.
حمله‌های مرموز، شهرهای سقوط‌کرده و رد پای هیولاهایی که بیش از حد آشنا به نظر می‌رسند، تیم را قدم‌به‌قدم به سمت منبعی تاریک‌تر از گذشته می‌برد.
در دل جنگل‌های آمریکای جنوبی، حقیقتی آشکار می‌شود که دنیا را دوباره در آستانه نابودی قرار می‌دهد.
گاهی، خطر قدیمی برنمی‌گردد؛ بلکه نسخه‌ی کامل‌تری از خودش را می‌سازد.
و این بار، گذشته تنها آغاز است...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
پیرنگ منظورتون همین خلاصه رو میگین؟

ماه‌ها از نابودی نسل اول هیولاهای مهندسی‌شده می‌گذرد، اما جهان هنوز از آن فاجعه بهبود نیافته.
وقتی شواهدی از ظهور دوباره‌‌ی موجوداتی ناشناس در آمریکای جنوبی پیدا می‌شود، دولت حفاظت تنها یک نفر را می‌شناسد که می‌تواند حقیقت را بفهمد؛ دکتر آرمین رستمی، کسی که گذشته‌اش هنوز کابوس دنیای جدید است.
آرمین به همراه ریگان که حالا همسرش است و گروهی نظامی مجبور می‌شود به ماموریتی اعزام شود که هیچ‌کس از آن برنمی‌گردد.
حمله‌های مرموز، شهرهای سقوط‌کرده و رد پای هیولاهایی که بیش از حد آشنا به نظر می‌رسند، تیم را قدم‌به‌قدم به سمت منبعی تاریک‌تر از گذشته می‌برد.
در دل جنگل‌های آمریکای جنوبی، حقیقتی آشکار می‌شود که دنیا را دوباره در آستانه نابودی قرار می‌دهد.
گاهی، خطر قدیمی برنمی‌گردد؛ بلکه نسخه‌ی کامل‌تری از خودش را می‌سازد.
و این بار، گذشته تنها آغاز است...
حله همین اوکیه بنظرم تکمیلع و ازهمون زاویه اول شخص بنویسی اوکی تره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
حله همین اوکیه بنظرم تکمیلع و ازهمون زاویه اول شخص بنویسی اوکی تره
پس الان فقط باید رمانم رو ادبی تر بنویسم از اول؟ مونولوگ ها رو منظورمه
شکسته نویسی ها رو درست کنم اوکیه؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
پس الان فقط باید رمانم رو ادبی تر بنویسم از اول؟ مونولوگ ها رو منظورمه
شکسته نویسی ها رو درست کنم اوکیه؟
اره بیشتر ایرادات روی همین مونولوگات و دیالوگات اغلب شکسته نویسی و محاوره ای باید درس کنیم مونولوگاتم سبکش همین سبک میمونه تغییری توس نوشته ت نمی‌دهیم چون نمیخایم ماهیتشو عوض کنیم فقط ایرادات برطرف میکنیم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
اره بیشتر ایرادات روی همین مونولوگات و دیالوگات اغلب شکسته نویسی و محاوره ای باید درس کنیم مونولوگاتم سبکش همین سبک میمونه تغییری توس نوشته ت نمی‌دهیم چون نمیخایم ماهیتشو عوض کنیم فقط ایرادات برطرف میکنیم
سه پارت اخر که بررسی کردین گفت درست کنم مونولوگ هاش نسبت به پارت های قبلی تغییر کرده. ادبی تر شده یه جورایی، یعنی واسه پارت های قبلی ایننکارو نکنیم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
سه پارت اخر که بررسی کردین گفت درست کنم مونولوگ هاش نسبت به پارت های قبلی تغییر کرده. ادبی تر شده یه جورایی، یعنی واسه پارت های قبلی ایننکارو نکنیم؟
چرا یکدستش میکنیم اون سه پارت اخرت بامن بود یعسس
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
عقب
بالا پایین