نظارت همراه رمان نا بَیان |ناظر: malihe

  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Gandomi
بررسی شد خسته نباشید.
فقط روند داستان کمی کند شده. بنظرم یکم تعلیق رو بالاببرین. الان پارت صحبت با اون دو مرد خیلی ناگهانی با اومدن اهورا ازبین رفت و خب چه سود از این همه توصیفات؟ حداقل دل‌آرا تا یه جایی باهاشون می‌رفت، اهورا پیادشون می‌کرد یه فصل کتکشون می‌زد. مثلا چند وقته نخوابیدن هردو عصبین. من تصمیمات ناگهان آنچنانی نمی‌بینم.
آشنایی با دو مرد و بعد یه سوال چرا خواهرم مرد؟
کلا مسیر اصلی، سوال اصلی، گره اصلی، سر جاشه مادرش و مهرداد راستاد، خشم بی‌مورد و متعصبانه پدر بزرگش و... شما همش دارین گره ایجاد می‌کنین بدون این که یکی از اونها رو باز کنین. انگار اون دو مرد فقط برای پیش‌برد داستان وارد شدن. راحت ازشون گذشتین... مثلا یه اشناییتی داشته باشن با مهرداد راستاد یا اصلا عظیمی‌ها بعد به سمت تهران؟ من فکر می‌کردم یه شهر کوچک باشه که همه رو می‌شناسن. تهران که خیلی بزرگه.
منتظر پارت بعدی هستم، امیدوارم سوپرایز بشم.
 
سلام عزیزم
خداقوت
روند رمانم کند نشده درواقع پارت گذاریم کند شده 1393686861
این دو نفر شخصیت های اصلی رمان من هستن و من نمیتونم کنارشون بذارم و برم سراغ بقیه. اتفاقات میون این دوتا جزو اصلی کتابمه. درضمن نباید از اتفاقای معمول و عادی روزمره چشم پوشی کرد.
لطفا کمی صبور باشید. -53-؟"_}
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
سلام عزیزم
خداقوت
روند رمانم کند نشده درواقع پارت گذاریم کند شده
شاید. بازم منتظر پارت‌های هیجانی تر هستم.
1393686861
این دو نفر شخصیت های اصلی رمان من هستن و من نمیتونم کنارشون بذارم و برم سراغ بقیه. اتفاقات میون این دوتا جزو اصلی کتابمه. درضمن نباید از اتفاقای معمول و عادی روزمره چشم پوشی کرد.
لطفا کمی صبور باشید. -53-؟"_}
بسیار عالی، موفق باشید!
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Gandomi
عقب
بالا پایین