نظارت همراه رمان نا بَیان |ناظر: malihe

درود بر شما، بررسی شد خسته نباشید.
حال بد خاله‌اش را به زخم‌هایش دید
تمام جانش درد کرد
✒️این دوتا نقل قول کمی نامفهوم، بنظرم می‌تونید از توصیف‌های بهتری استفاده کنید.
✒️در رابطه با شکسته‌نویسی‌های دیالوگ‌هاتون با ارشد صحبت کردم و مجدد بهتون اطلاع میدم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Gandomi
سلام، انجام شد ممنون.
درود بر شما، بررسی شد خسته نباشید.


✒️این دوتا نقل قول کمی نامفهوم، بنظرم می‌تونید از توصیف‌های بهتری استفاده کنید.
✒️در رابطه با شکسته‌نویسی‌های دیالوگ‌هاتون با ارشد صحبت کردم و مجدد بهتون اطلاع میدم.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Gandomi
سلام غلط کلمه ای بود. 😊
اصلاح شد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
سلام عزیزم. بررسی شد خسته نباشید!✅🌱
خوبه! می‌بینم اونقدر وقیح هستی که به زبون بیاری. من به خاطر خواهرزاده‌ام با تو ازدواج کردم اما تو دو روز بعدش اون رو برداشتی و فرارکردی. حتی به این فکر نکردی که اسمت پنج‌سال تو شناسنامۀ من بود. برای من خواستگار می‌اومد چون هیچ‌کس خبر نداشت.
بنظرم نقل‌قول دوم رو یا حذف کنید، یا یک مکثی یک ریکشنی قبلش بذارید مثل نفس عمیق یا یک حرکت هیستریک!
که تکرارش حشو نشه!
برای منی که تو شناسنامه‌ام متأهلم اما تو ظاهر مجرد!»
 
عقب
بالا پایین