.YEGANEH.
مدیرتالارموسیقی+مترجمآز+مقاله(شایعه)نویس+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مقامدار آزمایشی
صبحِ سردی که هنوز آفتابش نرسید
خبر آورد کسی با نفسی سخت و شتاب
وهروز افتاده و تب شعله کشیده در تن
چشمهایش شده خاموش چو چراغی در خواب
من دویدم به سرایِ نفسِ بیمارِ جوان
لیک سکوتی نشسته به کنارِ آن باب
پدرم سر به سکوتی خم کرده بود آنجا
چون کسی که خبرِ تلخ پذیرد بیتاب
وهروز، آن دلِ روشن که به خنده میگفت
از امید و ز نفسهایِ جوانِ بیعذاب
چشم بربسته و رفته به سکوتی بیبازگشت
چون پرنده که بیفتد ز دلِ صبح به آب
من نشستم به کنارِ آن بسترِ خاموش
و دلم گفت: «چه زود این نفس از ما شد ناب…»
خبر آورد کسی با نفسی سخت و شتاب
وهروز افتاده و تب شعله کشیده در تن
چشمهایش شده خاموش چو چراغی در خواب
من دویدم به سرایِ نفسِ بیمارِ جوان
لیک سکوتی نشسته به کنارِ آن باب
پدرم سر به سکوتی خم کرده بود آنجا
چون کسی که خبرِ تلخ پذیرد بیتاب
وهروز، آن دلِ روشن که به خنده میگفت
از امید و ز نفسهایِ جوانِ بیعذاب
چشم بربسته و رفته به سکوتی بیبازگشت
چون پرنده که بیفتد ز دلِ صبح به آب
من نشستم به کنارِ آن بسترِ خاموش
و دلم گفت: «چه زود این نفس از ما شد ناب…»