آهان باشه.من نمیتونم بگم پارتها رو کوتاه یا بلند کنی. طاها جان نویسنده شمایی من فقط چیزی رو که میبینم میگم. و این صرفاً به این معنی نیست که قلم یا سبک شما باید تغییر کنه. ملاک پیشرفت شماست. تصمیم نهایی با شماست.
آهان باشه.من نمیتونم بگم پارتها رو کوتاه یا بلند کنی. طاها جان نویسنده شمایی من فقط چیزی رو که میبینم میگم. و این صرفاً به این معنی نیست که قلم یا سبک شما باید تغییر کنه. ملاک پیشرفت شماست. تصمیم نهایی با شماست.
آفرین بالاخره حرفم رو گرفتی.ببینین من فهمیدم که شما چی میگین.
میگین که این فلاش بک ها خیلی زیاد از حده و ممکنه داستان رو جوری پیچیده کنه و به هم بزنه که به فضای داستان نیاد و خواننده کلا گیج بشه مگه نه؟
یک جورهایی من هم باهاتون موافقم ولی دوست دارم سبک داستان این طور باشه.
میگین گفتوگو و دیالوگات باید بهتر باشه، منم باهاتون موافقم.
با خوندن زیاد. نوشتن و تمرین و ممارست. این واقعاً یک شعار نیست. من خودمم همینکارو کردم و هنوزم دارم همین کارو میکنم.ولی چطور من پیشرفت کنم؟
چطور یک پله دیالوگ هام بهتر بشن؟
چطور فلاش بک ها رو کنترل کنم؟
اگه هیچی یادش نیست، چطور میفهمه درد و رنجهایی که کشیده چی بودن.با اشکهای زیادی که ریخته بود و چشمان سیاه و جانی که انگار دیگر از بدنش رفته بود و از این دنیا، از این آدم ها، از این زندگی، از این همه بیرحمی خسته شده بود. گلدان گلگلی قرمز روی زمین افتاد و صدای شکستن گلدان تمام اتاق را پر کرد و قلب او هم شکست، با تمام خاطراتی که از بین رفته بودند و تمام دردها و رنجهایی که کشیده بود و صداهایی که در گوشش پیچیده بود و به او القا میکرد که تو دیگر توان زندگی را نداری...
.آفرین بالاخره حرفم رو گرفتی.
آهان. بله.با خوندن زیاد. نوشتن و تمرین و ممارست. این واقعاً یک شعار نیست. من خودمم همینکارو کردم و هنوزم دارم همین کارو میکنم.
دیالوگهات باید هیجان داشته باشن. باید احساس بشه که شخصیتهای داستانت زندهان. تصمیم گیری میکنن. فقط حرف نمیزنن. چیزی که توی دیالوگهات داشتی تا الان، معرفی دقیقی از کنجی به خواننده نمیدن.
دیالوگهای پارت اولت رو با پارتهای دیگه مقایسه کن!
چیزی که توی پارت اولت پیرفت خوبی داره ولی همین که خواننده داره با کنجی آشنا میشه تو فلش بک زدی و کلا فضا رو تغییر دادی.
شما حداقل پنج پارت رو باید در زمان حال پیش ببری و خواننده رو با فضا و شرایط فعلی کنجی آشنا کنی.
اوایل پارت چهارم توی بیمارستان شروع میشه.
تو میگی کنجی هیچی یادش نمیاد. حافظش رو از دست داده. بعد یهو توی این قسمت میای میگی اشک میریزه و از بیرحمی خسته شده.
عاااا این یه باگ بود.اگه هیچی یادش نیست، چطور میفهمه درد و رنجهایی که کشیده چی بودن.
من کی گفتم فلشبکهات مشکل دارن؟.
آهان. بله.
شما میگین مشکلی با فلاش بک ندارین ولی میگین فلاش بک خیلی یهوییه نه؟
ابهامی که میگم همینهاست!اوه.
اون خطای پارت بود باید عوضش کنم.
برنامهریزیهات رو انجام بده بعد پارتگذاری کن. هیچ پارتی رو هم حذف نکن. ویرایش بزن.عاااا این یه باگ بود.
پس یه تصمیم گیری،
من فعلا این پارت هایی که نوشتم رو برای بعدا پیش خودم نگه میدارم و از توی تایپک پاک میکنم.
و کل به ادامه داستان میپردازم.
تا یک قسمت هیجانی،یهویی دیگه.
مثلا این بخش صفر کلا واسه زمان حال باشه، بخش یک گذشته.
خوبه؟
نه ببینین این فلش بک ها برای جواب دادن به ابهامات آیندهست. پس اصن نیاز نیست.من کی گفتم فلشبکهات مشکل دارن؟
توی هر فصل نهایت ۲ یا ۳ فلش بک باید داشته باشی اونم صرفاً درجهت پیشبرد داستان. اونم قبلش تو زمان حال یک سوال ایجاد میکنی با فلش بک جوابشون رو میدی، در غیر این صورت فلش بکها اضافی و گیج کنندهان.
؟ابهامی که میگم همینهاست!
نه اون فلاش بک ها رو باید حذف کنم چون فعلا اصلا بهشون نیازی نیست!برنامهریزیهات رو انجام بده بعد پارتگذاری کن. هیچ پارتی رو هم حذف نکن. ویرایش بزن.
موفق باشی!نه ببینین این فلش بک ها برای جواب دادن به ابهامات آیندهست. پس اصن نیاز نیست.
؟
نه اون فلاش بک ها رو باید حذف کنم چون فعلا اصلا بهشون نیازی نیست!
ممنوننن پس من فعلا برم فردا بریم تو کار ویرایش!موفق باشی!
چطور فلش بک بنویسیسلام.در حال تایپ نوشته در موضوع 'او یک غریبه است | طا.ف'
[آمریکا، سان فرانسیسکو - یک روز و پنج ساعت بعد از حادثه]«دکترفلات، بخش آیسییو بیمار اتاق هفت به هوش اومدن!»
صدای پرستار پشت بلندگو در راهرو پیچید.
دکتر فلات در را باز کرد و وارد اتاق شد. به پرستار گفت که وضعیت را بررسی کند و خود ضربان قلب بیمار را بررسی کرد.
پرستار گفت: «حالش خوبه، ولی...»
دکتر به نوشتههای روی برگه پرستار نگاه کرد و منتظر ادامه حرف او ماند.
بیمار وحشتزده و به سختی لبانش را تکان داد: «مَ... من کی هستم؟ اینجا... کجاست؟»
دکتر با خواندن یک کلمه نگاهش روی برگه قفل شد و بعد با شنیدن حرف بیمار خشکش زد.
پرستار ادامه داد: «بر اثر ضربه مغزی، حافظه بلند...
فلاش بک ها فعلا حذف شد، پارت آخر کمی ویرایش خورد و تا حد ممکن دیالوگ های به درد نخور حذف شد.
تایپک های آموزشی رو که گفته بودین بفرستین.