محفل ادبی [ حرف دل آدم های معمولی ]

«نمی‌خواهد کارِ خارق‌العاده‌ای بکنید!
در دنیایِ شلوغِ اِمروز،
که هیچ‌کس حوصله‌یِ هیچ‌کس را ندارد،
گوشِ شنوا باشید.
آدم گاهی دلش می‌خواهد بدونِ اینکه
خودش را سانسور کند،
بی‌پَروا حرف بزند؛
برایِ کسی که قضاوت کردن بلد نیست...!»
 

این متن برنده ی بهترین متن سال شد
...
گوش هایم را میگیرم چشمهایم را میبندم

زبانم را گاز میگیرم !
ولی حریف افکارم نمیشوم!
چقدر دردناک است فهمیدن ... !
خوش بحال عروسک آویزان به آیینه ماشین ،
تمام پستی و بلندیهای زندگیش را میرقصد !!!
کاش زندگی از آخر به اول بود
پیر به دنیا می آمدیم

آنگاه در رخداد یک عشق ، جوان میشدیم سپس کودکی معصوم میشدیم و در نیمه شبی با نوازشهای مادر ، آرام میمردیم ... !!!
 
آدما هرچقدرم باهات خوب باشن، بالاخره یه روز خسته میشن و نقابشونو برمی‌دارم.برای من که اینجوری بود
 
با خویشتن نشستن
در خویشتن شکستن..


،حمید مصدق
 
🕊

دلا بگریز از این خانه که دلگیرست و بیگانه

به گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد



#مولانا 🌱
 
‏بنظرم قشنگترین حرف به یه آدم میتونه این باشه که من کنار تو خود واقعیمم، آدم کنار هر کسی نمیتونه خودش باشه،خلاصه من کنارِ تو خیلی خودمم.
 
گاهی اوقات نباید باشی تا بقیه متوجه بشن که توهم هستی.
 
هرچه دورتر می‌شوی عاشق‌تر میشوم، و هرچه نزدیک‌تر می‌آیی بی‌تاب‌تر. گویی عاشق که باشی دور یا نزدیک فرقی ندارد. اندک یاد تو کافی‌ست، برای دلتنگ بودن ...
 
عقب
بالا پایین