مُردم و خود را ز غمهای جهان کردم خلاص
عالمی را هم ز فریاد و فغان کردم خلاص
 
صبا بگذر به آسایش‌سرای دل،
خبر از یارم آور، ای خدای دل.
 
دل از غمِ تو خسته شد ولی هنوز

به یادِ چشمت است و بی‌قرارِ روز
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: Frozen
زلالِ عشق، در دلِ شب می‌تابد،

زخمِ دل، از مهربانی می‌خوابد.

زبانِ باد، خبرِ بهار آورَد،

زیرِ نورِ ماه، دلم بی‌تابَد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: مرهم
دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی

به شوخی می برند از من سیه چشمان شیرازی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
یارب، چه شود گر من بیدل به همه عمر
یک بار تو را بر سر بازار نبینم

امروز درین شهر دلی نیست که او را
در دام بلای تو گرفتار نبینم
 
دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
دانی که مرا بزمگه عیش کدامست؟
جایی که تو را بینم و اغیار نبینم
 
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بندِ تواَم آزادم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
عقب
بالا پایین