تماشا مرو نک تماشا تویی

جهان و نهان و هویدا تویی

چه این جا روی و چه آن جا روی

که مقصود از این جا و آن جا تویی
 
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
دی بـادِ صـبح بـوۍ تـو آورد سـوۍ مـن
امـروز دل بـه سـوی تـو بـر بـاد داده‌ام
 
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
 
منم، که درد من از هیچ بیدلی کم نیست
تویی، که ناز تو از هر چه گویم افزونست
 
  • تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زد
  • آشیان دل صد سلسله را، برهم زد. ( شاطر عباس صبوحی )
 
در کوی تو سر آمدِ اهل وفا منم
از چشم التفات وفای مرا نگر
 
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت
 
عقب
بالا پایین