دارد به جانم لرز می‌افتد رفیق؛ انگار پاییزم
دارم شبیه برگ‌های زرد و خشک از شاخه می‌ریزم

ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
کنج خلوت پارسایان سلامت جوی را
سعدی
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

اگر کردم جفا و زشت کارى
تو با من کن وفا و مهر و یارى
فخرالدین اسعد گرگانی
 
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت
 
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت

تا تویی زنده مسلمان نشوی رو خود را
بکش ای خواجه که در مذهب عشق این فتویست
سیف فرغانی
 
تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود، چشمی غزل‌خوان داشتم
 
تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود، چشمی غزل‌خوان داشتم

من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا
مولوی
 
اگر روزم پریشان شد، فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش خواب‌های دیگری دارم
 
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم.
 
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم.
می‌روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه‌ی خویش.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین