من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست

تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن
چو لباس تو درانند تو لباس وصل می‌دوز
 
تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن
چو لباس تو درانند تو لباس وصل می‌دوز
ز افتادگي به مسند عزت رسيده است
يوسف کند چگونه فراموش چاه را
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
ای که در دل جای داری بر سر چشمم نشین
کاندر بیغوله ترسم تنگ باشد جای تو
ویرانهٔ تن از چه ره آباد میکنی
معمورهٔ دلست که ویران نمی‌شود
درزی شو و بدوز ز پرهیز پوششی
کاین جامه جامه‌ایست که خلقان نمی‌شود
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
در عشق مژگان صنم صحرا نوردی ها کنم
دارم بپا خاری عجب، در پای دل خار دگر

گر داشت روزی پیش ازین بازار یوسف رونقی
دارد متاع حسن تو امروز بازار دگر
 
در عشق مژگان صنم صحرا نوردی ها کنم
دارم بپا خاری عجب، در پای دل خار دگر

گر داشت روزی پیش ازین بازار یوسف رونقی
دارد متاع حسن تو امروز بازار دگر
روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند
مَظهَرَش آینهٔ طلعتِ درویشان است
 
تنها نه من از واقعه عشق خرابم
مجنون هم ازین واقعه رسوای جهان بود

امروز نشد نام و نشان دل من گم
تا بود دل گم شده، بی نام و نشان بود
 
تنها نه من از واقعه عشق خرابم
مجنون هم ازین واقعه رسوای جهان بود

امروز نشد نام و نشان دل من گم
تا بود دل گم شده، بی نام و نشان بود
دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس
کجاست دیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
 
ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
نقش او در دل چه زیبا می‌نشست
سنگدل آیینه‌ی ما را شکست
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین