.YEGANEH.
مدیرتالارموسیقی+مترجمآز+مقاله(شایعه)نویس+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مقامدار آزمایشی
عنوان: دیوانِ تیسفونِ من
نویسنده: یگانه
ژانر: عاشقانه، تاریخی
نوع ادبیات: غنایی
قالب: غزل
مقدمه:
شبی که بخت مرا تا درِ تیسفون کشاند
دلم هنوز هوای کوچههای استخر میخواند
به چشم خویش ندیدم در آن شکوهِ پرآیین
که سرنوشت مرا با نگاهِ او چه پیوند
نه مهرِ آشکارا در آن سکوتِ بلندش
نه خشمِ آشوبافکن، ولی دلم همه لرزاند
میان بیم و امید و میانِ فرمان و خواهش
زمانه رشتهٔ تقدیرِ ما به هم درپیچاند
ندانستم که در آن راهِ پرغبارِ دربار
چه اشکها که ز چشمِ دلم نهان خواهد راند
کنون که قصهٔ آن روزگار را بسرایم
غزل غزل سخن از آن دلِ پریشان ماند
اگر بپرسی از آغازِ این حکایتِ پنهان
بگو: ز لرزشِ دل بود و از نگاهی که ماند
دلم هنوز هوای کوچههای استخر میخواند
به چشم خویش ندیدم در آن شکوهِ پرآیین
که سرنوشت مرا با نگاهِ او چه پیوند
نه مهرِ آشکارا در آن سکوتِ بلندش
نه خشمِ آشوبافکن، ولی دلم همه لرزاند
میان بیم و امید و میانِ فرمان و خواهش
زمانه رشتهٔ تقدیرِ ما به هم درپیچاند
ندانستم که در آن راهِ پرغبارِ دربار
چه اشکها که ز چشمِ دلم نهان خواهد راند
کنون که قصهٔ آن روزگار را بسرایم
غزل غزل سخن از آن دلِ پریشان ماند
اگر بپرسی از آغازِ این حکایتِ پنهان
بگو: ز لرزشِ دل بود و از نگاهی که ماند
آخرین ویرایش: