.YEGANEH.
مدیرتالارموسیقی+مترجمآز+مقاله(شایعه)نویس+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مقامدار آزمایشی
خبرش را چو شنید، لحظهای آرام نشست
نه شگفتی به صدا، نه به نگاهش هیجان
فقط آن گونه که مردانِ دروندار شوند
چشم بر دوردستِ ایوانِ بلندِ شادمان
بعد آهسته به سویم نظری کرد و بگفت
با همان صوتِ کمآشوب و سبک در جریان:
«این جان از تو آغاز شد.» و خاموش نشست
چون کسی که سخنش بیش از این باید نهان
لیک آن جمله به جانم چو چراغی افتاد
که شبِ سردِ دلم را به سَحر میرساند
در همان چند کلمه، من برای اولینبار
دیدم آن مرد، فقط وارثِ یک تاج نماند
نه شگفتی به صدا، نه به نگاهش هیجان
فقط آن گونه که مردانِ دروندار شوند
چشم بر دوردستِ ایوانِ بلندِ شادمان
بعد آهسته به سویم نظری کرد و بگفت
با همان صوتِ کمآشوب و سبک در جریان:
«این جان از تو آغاز شد.» و خاموش نشست
چون کسی که سخنش بیش از این باید نهان
لیک آن جمله به جانم چو چراغی افتاد
که شبِ سردِ دلم را به سَحر میرساند
در همان چند کلمه، من برای اولینبار
دیدم آن مرد، فقط وارثِ یک تاج نماند
آخرین ویرایش توسط مدیر: