مشاعره میز شعر کافه نویسندگان | مشاعره

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (SINA)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در سراسرِ کویِ عمرم، این دلم جز غم ندید
کی شود روزی بیاید این دلم شادی کند؟
در این جهان گذر کن تو هم چو رهگذرها‌
که از پس شبانگاه می‌آيد این سحرها
 
از تماشایِ رُخت، سیر نمی‌شود دلم
از تمنایِ تو عشق، دست نمی‌کشد دلم
 
آخرین ویرایش:
ترسم آن روز، که زِ دستم بروی...
چشم بَرهم زده، از خواب و خیالم بروی...
 
یک روز که فهمیدم در دل تو را دارم
آهسته به دل گفتم در خود نگه دارش
#دلانه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
شهر در همهمه‌ و غرقِ هیاهو ها هست؛
بینِ این شهر ولی... جایِ تو بَد خالی هست.
 
تو همانی که دلم می‌خواهد
دوست بدارم تو را تا به ابد
 
  • tears
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
دستم را بگیر و گردِ غم از دلم ببر
خنده‌ای کن و امان از دلم ببر
 
راست گفتي که به دل داری ما مشغولی
به که گویم که سخن گفتي و دل مشغولم
 
  • tears
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
مهره‌ی مار داری و نیش می‌زنی مرا!
با آن خواهر گفتن‌ها آتش میزنی مرا!
 
عقب
بالا پایین