Kaya کاربر خودمانی کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 204 پسندها پسندها 496 امتیازها امتیازها 63 سکه 20 7/25/25 #1,001 اراد گفت: دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم تو ای ظالم دلی آهنربا داری.... کلیک کنید تا گسترش یابد... یاد تو گره گشای رازم باشد خم ابروی کجت قبله محراب من است
اراد گفت: دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم تو ای ظالم دلی آهنربا داری.... کلیک کنید تا گسترش یابد... یاد تو گره گشای رازم باشد خم ابروی کجت قبله محراب من است
اراد کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 91 پسندها پسندها 3,470 امتیازها امتیازها 228 سکه 1,182 7/25/25 #1,002 Kaya گفت: یاد تو گره گشای رازم باشد خم ابروی کجت قبله محراب من است کلیک کنید تا گسترش یابد... تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
Kaya گفت: یاد تو گره گشای رازم باشد خم ابروی کجت قبله محراب من است کلیک کنید تا گسترش یابد... تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
Kaya کاربر خودمانی کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 204 پسندها پسندها 496 امتیازها امتیازها 63 سکه 20 7/25/25 #1,003 اراد گفت: تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی کلیک کنید تا گسترش یابد... یار، امشب پی عاشقکشی است من نگویم، ز خدنگش پیداست
اراد گفت: تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی کلیک کنید تا گسترش یابد... یار، امشب پی عاشقکشی است من نگویم، ز خدنگش پیداست
اراد کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 91 پسندها پسندها 3,470 امتیازها امتیازها 228 سکه 1,182 7/25/25 #1,004 Kaya گفت: یار، امشب پی عاشقکشی است من نگویم، ز خدنگش پیداست کلیک کنید تا گسترش یابد... تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سر زلف لیلیست که دیوانه شد
Kaya گفت: یار، امشب پی عاشقکشی است من نگویم، ز خدنگش پیداست کلیک کنید تا گسترش یابد... تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سر زلف لیلیست که دیوانه شد
Kaya کاربر خودمانی کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 204 پسندها پسندها 496 امتیازها امتیازها 63 سکه 20 7/25/25 #1,005 اراد گفت: تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سر زلف لیلیست که دیوانه شد کلیک کنید تا گسترش یابد... در غم دوری رویش همه در تاب و تبند همه ذرات جهان در پی او در طلبند
اراد گفت: تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سر زلف لیلیست که دیوانه شد کلیک کنید تا گسترش یابد... در غم دوری رویش همه در تاب و تبند همه ذرات جهان در پی او در طلبند
اراد کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 91 پسندها پسندها 3,470 امتیازها امتیازها 228 سکه 1,182 7/25/25 #1,006 Kaya گفت: در غم دوری رویش همه در تاب و تبند همه ذرات جهان در پی او در طلبند کلیک کنید تا گسترش یابد... دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مس*ت که با مردم هشیار چه کرد
Kaya گفت: در غم دوری رویش همه در تاب و تبند همه ذرات جهان در پی او در طلبند کلیک کنید تا گسترش یابد... دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مس*ت که با مردم هشیار چه کرد
Kaya کاربر خودمانی کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 204 پسندها پسندها 496 امتیازها امتیازها 63 سکه 20 7/25/25 #1,007 اراد گفت: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مس*ت که با مردم هشیار چه کرد کلیک کنید تا گسترش یابد... در ره عشق رخت رهگذری میجویم سفر از هیچ به سوی همه چیزم در پیش
اراد گفت: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مس*ت که با مردم هشیار چه کرد کلیک کنید تا گسترش یابد... در ره عشق رخت رهگذری میجویم سفر از هیچ به سوی همه چیزم در پیش
اراد کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 91 پسندها پسندها 3,470 امتیازها امتیازها 228 سکه 1,182 7/25/25 #1,008 Kaya گفت: در ره عشق رخت رهگذری میجویم سفر از هیچ به سوی همه چیزم در پیش کلیک کنید تا گسترش یابد... شاهی است که تو هرچه بپوشی داند بیکام و زبان گر بخروشی داند هرکس هوس سخنفروشی داند من بندهٔ آنم که خموشی داند
Kaya گفت: در ره عشق رخت رهگذری میجویم سفر از هیچ به سوی همه چیزم در پیش کلیک کنید تا گسترش یابد... شاهی است که تو هرچه بپوشی داند بیکام و زبان گر بخروشی داند هرکس هوس سخنفروشی داند من بندهٔ آنم که خموشی داند
Kaya کاربر خودمانی کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 204 پسندها پسندها 496 امتیازها امتیازها 63 سکه 20 7/25/25 #1,009 اراد گفت: شاهی است که تو هرچه بپوشی داند بیکام و زبان گر بخروشی داند هرکس هوس سخنفروشی داند من بندهٔ آنم که خموشی داند کلیک کنید تا گسترش یابد... دست از دلم بدار که جانم به لب رسید اندر فراق روی تو روزم به شب رسید
اراد گفت: شاهی است که تو هرچه بپوشی داند بیکام و زبان گر بخروشی داند هرکس هوس سخنفروشی داند من بندهٔ آنم که خموشی داند کلیک کنید تا گسترش یابد... دست از دلم بدار که جانم به لب رسید اندر فراق روی تو روزم به شب رسید
اراد کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 91 پسندها پسندها 3,470 امتیازها امتیازها 228 سکه 1,182 7/25/25 #1,010 Kaya گفت: دست از دلم بدار که جانم به ل*ب رسید اندر فراق روی تو روزم به شب رسید کلیک کنید تا گسترش یابد... در چشم من نیاید خوبان جمله عالم بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته من خسته گردعالم درمان زکس ندیدم تا درد عشق دیدم درمان من گرفته
Kaya گفت: دست از دلم بدار که جانم به ل*ب رسید اندر فراق روی تو روزم به شب رسید کلیک کنید تا گسترش یابد... در چشم من نیاید خوبان جمله عالم بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته من خسته گردعالم درمان زکس ندیدم تا درد عشق دیدم درمان من گرفته