نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا
 
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفت شهر دل، من به کجا سفر کنم؟
 
راه گم کرده‌ و با روی چو ماه آمده‌ای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای
 
تا از تو جدا شده‌است آغوش مرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
 
هر چه روی برو مرو راه خلاف دوستی
هر چه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من
 
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران، وای به حال دگران
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین