شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت

ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت

چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار

من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت
 
تا کی افسانه خود پیش خیالت گویم؟
درد سر این همه خوش نیست به مهمان دادن
 
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
ای آنکه دوست دارمت؛ اما ندارمت
جایت همیشه در قلبم درد می‌کند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

من هستم و یاد تو و دریای خیالی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
یک ریسمان فکندی
‏بردیم بر بلندی

‏من در هوا معلق
‏وان ریسمان فکنده ⁩
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
ای که در دل جای داری بر سر چشمم نشین
کاندر این بیغوله ترسم تنگ باشد جای تو
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
بی‌خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
 
آدمی از عالم خاکی نمی‌آید به دست!
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی ..
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 73)
عقب
بالا پایین