اطلاعیه [درخواست] نشر آثار نویسندگان در صفحه اصلی سایت

دسته بندی: داستانک
عنوان: هشت دم و دو بال
اسم نویسنده: هستی جباری
ژانر: اجتماعی
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد: [کلیک کنید]
نام ناظر همراه: -
نام ویراستار: نقره
نام طراح جلد: آتوسا
لینک تاپیک تایپ اثر: [کلیک کنید]
بخشی از اثر:

دسته بندی: دلنوشته
عنوان: ایران سرزمین زخمی‌ام
نویسنده: نقره
سطح: شاخص
ویراستار: @shirin_s
لینک دانلود جلد: https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/cw_1776698458_6112da7e.png
طراح: @ماهنآزماهنآز عضو تأیید شده است.
لینک تاپیک اثر:

بخشی از اثر:

تو را با زخم‌هایت شناختم.
با کوه‌هایی که مثل سربازان پیر در مرزهای آسمانت ایستاده‌اند.
با دشت‌هایی که بوی قدم‌های دلیرانت را می‌دهند و با شهرهایی که زیر هر آجرشان
نبضی از هزار سال مقاومت می‌تپد.
ایران…
ای مادر صبور قرن‌ها، ای شعله‌ای که از دل خاکستر خویش همیشه بلند می‌شوی.
قصه‌ای هستی که پهلوانانش هرگز تمام نمی‌شوند.
فصل‌های سختت به‌ جای آن‌که تو را خاموش کنند، تو را به شعله‌ای رساتر تبدیل می‌کنند.
و چه عجیب که هر جا غباری بر نامت نشست از دل همان غبار، خورشیدی برخاست و راه را روشن کرد

سلام وقت بخیر


دسته بندی: شعر
عنوان: مرگ ماه شروع دختری بی گناه
نویسنده: ماهک مهاجری
سطح: شاخص
نام طراحی:رهگذر





دسته بندی: شعر
عنوان: مصاف
اسم نویسنده: سونیا ریپر
ژانر: اجتماعی
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد:
نام ناظر همراه: ندارد
نام ویراستار:
نام طراح جلد: ماهناز
لینک تاپیک تایپ اثر:
بخشی از اثر:
شهر در ازدحام خودش تنها بود
نفس کوچه به آوار غبار، آیا بود؟
ما به امید همان نان محال ایستادیم
سفره خالی‌ست؛ ولی شرم پدر پابرجاست

دختر کوچه، غرورش دم در می‌شکند
پسر کوچه، دلش زیر خطر می‌شکند
ما که افتاده‌ترین قوم زمینیم هنوز
کاش از قلب خود ما، کسی خبر می‌شکند

دسته بندی: شعر
عنوان: دیوان تمنای نهان
اسم نویسنده: ایراندخت سلطان‌زاده
ژانر: عاشقانه
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد: جلد
نام ناظر همراه: تیم نظارت انجمن کافه نویسندگان
نام ویراستار:
نام طراح جلد: الناز.ح
لینک تاپیک تایپ اثر: دیوان تمنای نهان
بخشی از اثر:
شب است و خسته ز خود، دل به جاده می‌سپرم،
به شوقِ دیدنِ او، تا سحر نمی‌گذرم.
نفس بریده و در خویش مانده‌ام خاموش،
که غیرِ نامِ تو، ای عشق، بر لبم نبرم.
ز رفتنت چه بگویم؟ هزار سال گذشت،
ولی هنوز به یادِ تو می‌تپد حنجرم.
به رویِ قبرِ تمنّا نشسته‌ام گریان،
که از وصالِ تو بویی نبُرده است سرم.
اگر چه مرده‌دلم، زنده در خیالِ تو‌ام،
میانِ خاک، به یادِ نگاهِ تو، نَظرم.
مرا به مرگ بخوان، تا دوباره زنده شوم،
که عشقِ توست که جان می‌دهد به پیکرم.
باتشکر از اعتماد شما به مجموعه کافه نویسندگان
با درخواست شما موافقت شد
اثر شما پس از اتمام مراحل اجرایی بر روی سایت اصلی قرار خواهد گفت
 
دسته بندی: مجموعه شعر
عنوان: مجموعه اشعار تیسفون من
نویسنده: یگانه
ژانر: عاشقانه، تاریخی
تگ: شاخص
طراح جلد: نیلسا
j9897_l609607_Negar_1777965274340.jpg
لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/44294/post-444526
اگر بپرسی از آغازِ این حکایتِ پنهان
بگو: ز لرزشِ دل بود و از نگاهی که ماند
 
آخرین ویرایش:
دسته بندی: داستان کوتاه
عنوان:
اسم نویسنده: منصوره صادقی
ژانر: معمایی، علمی- تخیلی ( sci-fi )
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد: https://forum.cafewriters.xyz/attachments/346/
نام ناظر همراه: __
نام ویراستار: @Tufan
نام طراح جلد: @Dyva
لینک تاپیک تایپ اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/43114/
بخشی از اثر:

أحضنی و کأنی سأموت غداً، و ماذا عن الغد؟ أحضنی و کاننی عدتُ…
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم، و فردا چطور؟ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام…
«نزار قبانی»
(تقدیم به کسانی که ذلت فرار را به سختی ماندن ترجیح می‌دهند… .)
امروز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوم، یادم می‌آید که قرار است بمیرم…!
به در بسته نگاه می‌کنم؛ خیالم از قفل بودنش راحت است اما باید بازش بگذارم تا بتوانند جسدم را پیدا کنند. خمیازه‌ای می‌کشم و کش و قوسی به عضلات گرفتهٔ تنم می‌دهم. پتو را کنار می‌زنم و روی تخت می‌نشینم. خمیازه‌ای دیگر دهانم را باز می‌کند. چون گویی با هم برای جدا کردن آرواره‌هایم مسابقه گذاشته‌اند. از جا که بلند می‌شوم، دامن پیراهن گشادم تا ساق پاهایم پایین می‌آید. چیزی من را به سمت در بالکن می‌کشد. گرچه صدایی در سرم نهیب می‌زند نباید به آن سمت بروم، یاغی‌گرانه لبخند می‌زنم و جلو می‌روم
سرم را خم می‌کنم و از روی نرده‌ها به زمین که حالا خیلی از من دور است نگاه می‌کنم. در ذهنم خاطرهٔ دوری از پریدن و تجربهٔ پرواز و برخوردی محکمی دارم. حتی می‌توانم لغزیدن مغز و خونابه را به بیرون از کاسهٔ سرم و پخش شدنش را روی موزاییک‌های کف زمین ببینم. شاید کابوسی دور، فوبیایی از بچگی یا نوعی دِژاوو…!
صدایی که در سرم است این بار فرمان می‌دهد به سمت تخت برگردم؛ اطاعت می‌کنم و در میانهٔ راه نگاهی به آینه می‌اندازم. رنگ و روی صورتم، با آن لباس خواب سفید، به روح می‌ماند. موهای بلندم هم دورم را گرفته‌اند تا در ایفای این نقش بی‌نقص جلوه کنم. حتی چشم‌های به خون نشسته و پف کرده‌ام هم به خوبی وظیفهٔ خود را ادا می‌کنند. دستم بی‌اراده پایین می‌رود و شکمم را می‌مالد. تمام اتفاقات رخ داده را به یاد می‌آورم و دوباره دنیا روی سرم خراب می‌شود. قطره‌های اشکم پایین می‌ریزند و هق‌هق می‌شوند. صدای افکارم را می‌شنوم که می‌گوید: قرص کنار تختو بخور و آروم بخواب!
قرص را، با آبِ از شب ماندهٔ توی لیوان، می‌بلعم و به تخت برمی‌گردم. دوباره دستم را روی شکمم می‌کشم و زمزمه می‌کنم: اسمشو چی بذارم میثاق؟
یادم می‌آید! این بچه، مال میثاق بود. مال من و میثاق. پدر می‌گفت بی‌آبرویی کردم، ولی ما که ازدواج کرده بودیم. البته پنهانی! ضربان قلبم آرام می‌شود، آرام و آرام‌تر… پیراهنم را صاف می‌کنم و شاخهٔ گل رزی که از قبل روی میز گذاشته‌اند در دست می‌گیرم.
لبخند!
لبخند خیلی مهم است!
دقایق کوتاهی می‌گذرد و قلبم می‌ایستد؛ بعد آرام و آبرومندانه می‌میرم… .
 
دسته بندی: مجموعه شعر
عنوان: مجموعه اشعار تیسفون من
نویسنده: یگانه
ژانر: عاشقانه، تاریخی
تگ: شاخص
طراح جلد: نیلسا
j9897_l609607_Negar_1777965274340.jpg
لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/44294/post-444526
اگر بپرسی از آغازِ این حکایتِ پنهان
بگو: ز لرزشِ دل بود و از نگاهی که ماند

دسته بندی: داستان کوتاه
عنوان:
اسم نویسنده: منصوره صادقی
ژانر: معمایی، علمی- تخیلی ( sci-fi )
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد: https://forum.cafewriters.xyz/attachments/346/
نام ناظر همراه: __
نام ویراستار: @Tufan
نام طراح جلد: @Dyva
لینک تاپیک تایپ اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/43114/
بخشی از اثر:
باتشکر از اعتماد شما به مجموعه کافه نویسندگان
اثر شما پس از اتمام مراحل اجرایی بر روی سایت اصلی قرار خواهد گرفت.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 72)
عقب
بالا پایین